جملات جالب

جملات جالب ..عاشقانه...لطیفه...پند آموز..اس ام اس......

تــو مهـربان تـــرینشان بودی!

مـــــــــن زخمــــــــهای بی نظیری به تــن دارم
اما تــــ ـــــو مهــــربان تــــرینشان بودی ،
عمیـــــق تــــرینشان ،
عــــزیــــــــز تـــرینشان !


... ... ... ... ... ... ... بعــد از تــــ ـــو آدم ها

تنها خــــراش های کوچکی بودند بــر پوستـــــم
که هیچ کـــــــدامشان
به پای تـــــ ــــــو نــــــرسیــدند

چنین بامهربانی خواندنت چیست؟
بدین نامهربانی راندنت چیست؟
بپرس از این دل دیوانه ی من
که ای بیچاره ......،ماندنت چیست؟

*** **** **** ** ** ** ** ** **** ** **

با گفتن : “عزیزم جایت خالیست” نه جای من پر می شود و نه از عمق شادی هایت کمتر

فقط دلخوش می شوم که هنوز بود و نبودم برایت مهم است . .

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم بهمن 1390ساعت 19:38  توسط اشکان وحامد  | 

میخوام بگم !

تا حالا بهت نگفتم ولی حالا می خوام بگم بی تومیمیرم ..

می خوام بگم تو دنیای منی ..

می خوام بگم با تو بودن چه لذتی داره ..

می خوام بگم دوست دارم فقط به خاطر خودت !!

می خوام بگم شدی مجنون عشقم …

می خوام بگم هر وقت اراده کنی برات میمیرم !

می خوام بگم که می خوام دلمو فرش زیر پات کنم ..

می خوام بگم اگه یه روز نبینمت چقدر دلم برات تنگ میشه !!

می خوام بگم نبودنت برام پایان زندگیه !!

می خوام بگم به بلندی قله اورست و پهناوری اقیانوس اطلس دوست دارم …

می خوام بگم یه گوشه چشاتو به همه دنیا نمیدم …

می خوام بگم هیچ وقت طاقت هجرتو ندارم …

می خوام بگم مثل خرابه های بم خرابتم …

می خوام بگم بیشتر از عشق لیلی به مجنون عاشقتم ..

می خوام بگم هر جور که باشی دوست دارم !!

می خوام بگم غم تو رو به شادی دیگران نمیدم !!

می خوام بگم اگه حتی من رو هم دوست نداشته باشی من دوست دارم ..

می خوام بگم مثل نفسی برام اگه نباشی منم نیستم …

می خوام بگم هر شب با خیالت می خوابم !!

می خوام بگم جایگاه همیشگی تو قلب منه !!

می خوام بگم حاضرم قشنگترین لحظه هام رو با سخت ترین دقایقت عوض کنم ..

می خوام بگم لحظه ای که تو رو میبینم بهترین لحظه زندگیمه !!

می خوام بگم در حد پرستش دوست دارم ….!

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم بهمن 1390ساعت 19:37  توسط اشکان وحامد  | 

میرم گریه نکن

این همه گریه میکنم، دارم حروم میشم ولی، اشکام تموم نمیشه

این همه زجه میزنم، دارم تموم میشم ولی، اشکام تموم نمیشه

به گریه عادت کردمو، از همه دنیا خستمو، اشکام بهم میخندن

هر چی که گریه میکنم، دارم حروم میشم ولی، اشکام تموم نمیشه* اشکام تموم نمیشه

میرم گریه نکن عاشقتم تا پای جون، بدون تو آروم ندارم، میرم گریه نکن بازم پیشم بمون، توئی دار و ندارم

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم بهمن 1390ساعت 19:36  توسط اشکان وحامد  | 

تو نیستی که ببینی

مهربانم
دیگر نگران تنهایی من نباش

این روزها
دل خوش به محبت غریبه ای هستم
و فانوسی که گهگاه تو برایم روشن می کنی

بیاندیش به بادبادک های بر باد رفته
و کوکانی که پشت چراغ های قرمز
به جای بادبادک معصومیتشان را به باد می دهند

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم بهمن 1390ساعت 19:33  توسط اشکان وحامد  | 

سنگ صبورم

مثل باد سرد پاییز غم لعنتی به من زد

حتی باغبون نفهمید … که چه آفتی به من زد

رگ و ریشه هام سیاه شد , تو تنم جوونه خشکید

اما این دل صبورم به غم زمونه خندید

آسمون تو مرگ عشقو توی یاخته هام نوشتی

این یه غم نامه ی تلخه که تو سر تا پام نوشتی

من به لحظه ی شکستن اگه نزدیک اگه دورم

از ترحم تو بیزار … که خودم سنگ صبورم

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم بهمن 1390ساعت 15:6  توسط اشکان وحامد  | 

بی تو من چیستم؟

بی تو من چیستم؟

ابر اندوه… 

 بی تو برگ پاییزم در پنجه ی باد

  بی تو اشکم…
دردم…

آهم…آشیان برده ز  یاد

مرغ درمانده به شب گمراهم

بی تو خاکستر سردم

خاموش…

نتپد دیگر در سینه ی من دل با شوق…

نه مرا بر لب بانگ شادی نه خروش… 

  با تو چون سرو استوارم از باد …

  همچو قاصدکان رقصانم…شاد

با تو خورشید،نورش را می تاباند تا آن سوی تاریکی ها

با تو آن غنچه ی سرمست…

آن آواز خوش بلبلکان می شوم.

  آری بی تو هیچ و با تو من،من می شوم

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم بهمن 1390ساعت 15:5  توسط اشکان وحامد  | 

همه گویند که...

همه گویند که رنگی به رخسار ندارم

 

مرض و درد دل خویش ندانم     

 

گفتند راهی شو سوی می کده سازند تورا

 

نوش جامی ز آن می ، کندت از بند رها

 

اولین جام که نوشیدمش از بهر شفا 

 

ناگهان یادی نیفتاد ز یادم جز خدا   

 

دگر از خود دگرگون و پریشان شدم  

 

همچو نادانی ز کار خویش پشیمان شدم

 

سر در گریبان فرو برده و آهسته به راه افتادم

 

در راه روان بودم و ناگه به چاه افتادم

 

از درد دل و پای خودم ناله کنان می گفتم

 

هر که دورش کند از خود ، نادم به پایش افتد

 

کس ندانست مرض و درد دل من چیست

 

مرحم و دوری از یاد خدا می و می کده ها نیست

 

آگه شده از یاد خدا با خود چنان می گفتم 

 

هر کجا باشی و باشم سوی تو بر سجده می افتم

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم بهمن 1390ساعت 14:5  توسط اشکان وحامد  | 

دلم برای کسی تنگ است...

دلم برای کسی تنگ است که دل تنگ است…

دلم برای کسی تنگ است که طلوع عشق را به قلب من هدیه می دهد …

دلم برای کسی تنگ است ه با زیبایی کلا مش مرا در عشقش غرق می کند…

دلم برای کسی تنگ است که تنم آغوشش را می طلبد …

دلم برای کسی تنگ است که دستانم دستان پر مهرش را می طلبد…

دلم برای کسی تنگ است که سرم شانه هایش را آرزو دارد…

دلم برای کسی تنگ است که گوشهایم شنیدن صدایش را حسرت می کشد …

دلم برای کسی تنگ است که چشمانم ، چشمانش را می طلبد …

دلم برای کسی تنگ است که مشامم به دنبال عطر تن اوست…

دلم برای کسی تنگ است که اشکهایم را دیده…

دلم برای کسی تنگ است که تنهاییم را چشیده…

دلم برای کسی تنگ است که سرنوشتش همانند من است…

دلم برای کسی تنگ است که دلش همانند دل من است…

دلم برای کسی تنگ است که تنهاییش تنهایی من است…

دلم برای کسی تنگ است که مرهم زخمهای کهنه است…

دلم برای کسی تنگ است که محرم اسرار است…

دلم برای کسی تنگ است که راهنمای زندگیست…

دلم برای کسی تنگ است که قلب من برای داشتنش عمرها صبر می کند…

دلم برای کسی تنگ است که دوست نام اوست…

دلم برای کسی تنگ است که دوستیش بدون (( تا )) است…

دلم برای کسی تنگ است  که دل تنگ دل تنگی هایم است…

+ نوشته شده در  شنبه یکم بهمن 1390ساعت 23:17  توسط اشکان وحامد  | 

باران همیشه می بارد، اما مردم ستاره را بیشتر دوست دارند.
 نامردیست آن همه اشک را به یک چشمک فروختن . . .

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم دی 1390ساعت 13:10  توسط اشکان وحامد  | 

از دوستت دارم نوشتم ؛ پاره کردی
احساس زیبای مرا آواره کردی
گفتم بدون شاه عشقت کیش و ماتم
ماتم چطور این عاشقی‌ را چاره کردی ؟؟؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم دی 1390ساعت 13:3  توسط اشکان وحامد  | 

بیا دنیا رو قسمت کنیم
آسمون واسه تو ابراش واسه من
دریا واسه تو موجاش واسه من
خورشید واسه تو ماه واسه من
اصلا دنیا مال تو ، تو مال من

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم دی 1390ساعت 13:2  توسط اشکان وحامد  | 

چه قدر فاصله اینجاست بین آدمها
چه قدر عاطفه تنهاست بین آدمها
کسی به حال شقایق دلش نمی سوزه
و او هنوز شکوفاست بین آدمها

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم دی 1390ساعت 13:0  توسط اشکان وحامد  | 

گرچه ما خوابیده اندر سایه ایم
در رفاقت تا قیامت پایه ایم

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم دی 1390ساعت 13:0  توسط اشکان وحامد  | 

چه دعایی کنمت بهتر از این
خنده ات از ته دل
گریه ات از سر شوق

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم دی 1390ساعت 12:59  توسط اشکان وحامد  | 

عشق اینه که دعات کنن
نبینی نگاهت کنن ، ندونی و یادت کنن

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم دی 1390ساعت 12:59  توسط اشکان وحامد  | 

آنجا که تویی ، رهگذری نیست مرا
جز دوری تو غم دیگری نیست مرا
خواهم که به جانبت پرواز کنم
حیف است که هیچ بال و پری نیست مرا

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم دی 1390ساعت 12:58  توسط اشکان وحامد  | 

یه چی میگم یادتون بمونه : تو این دنیا همه عاشق میشن اما زود عشقشونو از دست میدن !!!
باز عاشق میشن و باز از دست میدن
یواش یواش این میشه تفریح شون ، آخرش میشن یه آدم هرز ، تو اینجوری نباش !!!
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم دی 1390ساعت 12:57  توسط اشکان وحامد  | 

تو رفتی و من شدم لحظه شمارت

دو قطره اشک مانده یادگارت 

اگر برگشتی و من را ندیدی

بدان که مرده ام از انتظارت
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم دی 1390ساعت 12:56  توسط اشکان وحامد  | 

اگه خوابت اومد بیا تو چشام بخواب
اگه اشک نذاشت بیا تو قلبم بخواب 
اگه صدای قلبم نذاشت من میمیرم ، تو سیر بخواب

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم دی 1390ساعت 12:55  توسط اشکان وحامد  | 

زندگی زیباست زشتی‌های آن تقصیر ماست، در مسیرش هرچه نازیباست آن تدبیر ماست! زندگی آب روانی است روان می‌گذرد… آنچه تقدیر من و توست همان می‌گذرد

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم دی 1390ساعت 12:54  توسط اشکان وحامد  | 

نمیگم دوستت دارم

نمیگم عاشقتم

میگم دیونتم كه اگه یه روز ناراحتت كردم بگی بیخیال دیونست

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم دی 1390ساعت 12:52  توسط اشکان وحامد  | 

دیروز تمام خاطرات با تو بودن را دور ریختم…

امروز هر چه می گردم خودم را پیدا نمی کنم…

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم دی 1390ساعت 12:51  توسط اشکان وحامد  | 

مرا عمری به دنبالت کشاندی…

سرنجامم به خاکستر نشاندی…

ربودی دفتر دل را و افسوس…

که سطری هم از این دفتر نخواندی…!!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم دی 1390ساعت 12:51  توسط اشکان وحامد  | 

در زدم او گفت جانم کیستی؟

گفتمش تو عاشق من نیستی؟

گفت نه، اما ببینم تا به کی٬

پشت این در منتظر می ایستی؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم دی 1390ساعت 12:50  توسط اشکان وحامد  | 

گر من شاعرم شعرم تو هستی

اگر من عاشقم ، عشقم تو هستی

اگر من یک کتاب کهنه هستم

بدان زیبا ترین برگش تو هستی

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم دی 1390ساعت 12:48  توسط اشکان وحامد  |